تیــــــمـای ناآرام

مینویسم لحظه هایم را تا بماند یادگار

تیــــــمـای ناآرام

مینویسم لحظه هایم را تا بماند یادگار

تیــــــمـای ناآرام

اینجا دشت من است ...و من درین سرا میگویم که :

گاهی می شود
که نمی توان با چند جمله کوتاه
احساست را بیان کنی ...
نمی شود ...
باید نوشت ...
بی هوا نوشت ...
بی فکر نوشت ...
هر آنچه آمد ...
همان را نوشت ...
دردی که در دل است ...

از این پس ، اینجا
بیشتر می نویسم ...


آخرین مطالب

پسر سویشرتی

به نام خدا 


تیمی جانم سلام 

امروز چ روزیه هاااا قرار بود با ملین کلی کار انجام بدیم، اما همش دردسر وایییییی اینو بهت بگم 

اقا یه پسره ای ب گمونم مریضه خلاصه هستو میاد روبرو دفتر یه سویشرت سورمه ای هم همیشه تنشه ، اقا میادو زیپ سیوشرتشو میکشه پایین سینه شو ب ما نشون میده '_'

 

اصن یه وضیه ملین وقتی میترسه خیییلی بانمک میشه و من فقط میخندم  :)))


بش میگم نترس دختر خوب اون مریضه شیرین میزنه اصن نمیدونه چ غلطی میکنه و باز ملین میترسه :))))

  • timi ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی