تیــــــمـای ناآرام

مینویسم لحظه هایم را تا بماند یادگار

تیــــــمـای ناآرام

مینویسم لحظه هایم را تا بماند یادگار

تیــــــمـای ناآرام

اینجا دشت من است ...و من درین سرا میگویم که :

گاهی می شود
که نمی توان با چند جمله کوتاه
احساست را بیان کنی ...
نمی شود ...
باید نوشت ...
بی هوا نوشت ...
بی فکر نوشت ...
هر آنچه آمد ...
همان را نوشت ...
دردی که در دل است ...

از این پس ، اینجا
بیشتر می نویسم ...


آخرین مطالب

آغازی نو

به نام خدا 
سلام 

تیمی اکنون تو اتوبوس مربوطه نشسی و داری به شعر خوانی محمد علی بهمنی عزیزگوش میدی ..حالت خوبه و لحظه لحظه ی سروده ها تماما ینی تو :) 


آخیش چقدر دلم آرومه میبینی تیمای ناآرام ..میگم آرومم..خوبم (آخیییش)

داری میری دفتر ..ببینم امرو چقدر بیمه صادر میکنی :))) 


دختری ک عاشق عکاسی و نقاشیه داره چیکار میکنه :)) خندم میگیره ب سرنوشت ، ب تمام زور سرنوشت

آباریک الله دمت گرم،  ولی خوشگله من بیخیال دوربینمو قلمام نمیشم ؛) یادت بمونه ^_^  


  • timi ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی